سر خوش ز سبوی غــم پنهانی خویشم
چـون زلـف تـو سـرگرم پریشانی خویشم
در بزم وصــال تو نـگویـم ز کــم و بیـــــش
چـون آیـنـه خـو کـرده بـه حیرانی خویشم
لــب بـــاز نـکردم بـه خروشـی و فـغـانـی
من مـحـرم راز دل طـــوفـانـی خویشم
یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی
یک عـمـر پـشیـمـان ز پـشیـمانی خویشم
از شـوق شـکر خنده لبـش جـان نسپردم
شـرمنده ی جان و ز گران جانی خویشم
بشکسته تر از خویش ندیدم به همه عمر
افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم
هر چنـد امـیـن ، دل بـسـتـه ی دنـیـا نـیم
امّا ، دلبسته ی یاران خراسانی خویشم
(شعر آقا خامنه ای)
نوشته شده توسط javad rahimi در چهاردهم مهر 1389 ساعت 13:52 موضوع | لینک ثابت
تا کی به وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
خواهد به سر آید شب هجران تو یانه
ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
نوشته شده توسط javad rahimi در نهم فروردین 1389 ساعت 20:14 موضوع | لینک ثابت

باید بروم در خلوت سرخ
تا بتوانم ترانه ی آگاهی بخوانم
و خدا است تنها پناهم
خلوت، تولد حقیقتم خواهد شد
نوشته شده توسط javad rahimi در دهم اسفند 1388 ساعت 13:42 موضوع | لینک ثابت
بهار عشق شکوفا نمی شود بی تو بیا که غنچه ی دل وا نمیشود بی تو بر آی از افق ای آفتاب صبح امید که شب رسیده و فردا نمی شود بی تو هزار چشمه جوشان به دشتها جاریست ز سرد مهری شبهای هجر دلتنگم بیا که عقده ی دل وا نمی شود بی تو بیا،بیا گره از کار عاشقان بگشای
یکی روانه ی دریا نمی شود بی تو
که عشق و عاطفه معنا نمی شود بی تو
به امید تقارن بهار طبیعت
با ظهور بهار دلها
حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه
اللهم عجل لولیک الفرج
نوشته شده توسط javad rahimi در دوم اسفند 1388 ساعت 16:23 موضوع | لینک ثابت

جان را مپرس با غم هجران چه میکند
با تیغ تیز پیکر عریان چه میکند
مستانة غمت مِی جنت نمیخورد
سرگشتة تو با سر و سامان چه میکند
بودیم خاک و با نگهت کیمیا شدیم
بنگر به ذره، مهر درخشان چه میکند
از ابر لطف توست که سرسبز ماندهایم
در این کویر تَفزده، باران چه میکند
ما را که دید بر سر کویش به خنده گفت
بیمار ره نبرده به درمان چه میکند
ای صد بهار از تو شکوفا بیا بیا
باد خزان ببین به گلستان چه میکند
پرسیدهای که دوست ز دشمن چه میکشد
هیچ آگهی فراق تو با جان چه میکند
ای منتظر بیا و نظر کن که داغ هجر
با لالههای سوخته دامان چه میکند
در حسرت تو دربدری شد نصیب خضر
ورنه به سیر کوه و بیابان چه میکند
دست نیاز بهسوی تو دارد وگرنه نوح
با زورق شکسته به طوفان چه میکند
***
سلامتی وجود نازنین مهربانترین مولای عالم، حضرت حجت ابن الحسن المهدی (روحی له الفداء) و تعجیل در امر فرجشان ، صلوات
اللهم عجل لمولانا الغریب الفرج
نوشته شده توسط javad rahimi در بیست و دوم بهمن 1388 ساعت 17:54 موضوع | لینک ثابت

الهی منجی انسان كی آید
شراب هستی انسان كی آید
كه تنها من نیم آدم سراید
قرار و صبر و آرامم كی آید
صمیمانه حقیقت را بگویم
امید غربت شامم كی آید ؟
نوشته شده توسط javad rahimi در بیست و دوم بهمن 1388 ساعت 12:1 موضوع | لینک ثابت
عریضـه های دلم را غبار خواهد برد
خـزان فاصلـه هـا را بهــار خواهد برد
مرا به خیمه خود،حضرت امام زمان(عج)
درست چون پسـر مهزیـار خواهد برد
نسیم، نفحه پیراهنـی ز یوسف را
برای مردم چشم انتظار خواهد برد
خدا یکی ز همین جمعه های سرگردان
نمونه خط خودش را به کار خواهد برد
همان که آید و تا کوچه بنی هاشم
به روی شانه خود ذوالفقـار خواهد برد
بدون بودن او مثل آه سردم من
برای آمدنش روضه نذر کردم من
اللهم عجل لمولانا الغریب الفرج
محضر مقدس و منور حضرت ولی عصر (عج) صلواتی هدیه کنیم
نوشته شده توسط javad rahimi در چهاردهم شهریور 1388 ساعت 22:2 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
<-BlogAbout->
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
سایر امکانات



POWERED BY